تبلیغات
امام علی علیه السلام (تبارک الله احسن الخالقین) - حکمت 201 تا 250

 گروهى خدا را به امید بخشش پرستش کردند، که این پرستش بازرگانان است، و گروهى او را از روى ترس عبادت کردند که این عبادت بردگان است، و گروهى خدا را از روى سپاسگذارى پرستیندند و این پرستش آزادگان است. امام علی (ع)

حکمت 201: با هر انسان دو فرشته است که او را حفظ مى کنند، و چون تقدیر الهى فرا رسد، تنهایش مى گذارند که همانا زمان عمر انسان ، سپرى گشته است.

حکمت202 : (طلحه و زبیر خدمت امام آمدند و گفتند با تو بیعت کردیم که ما در حکومت شریک تو باشیم ، فرمود)
نه هرگز! بلکه شما در نیرو بخشیدن ، و یارى خواستن شرکت دارید، و دو یاورید به هنگام ناتوانى و درماندگى در سختى ها.

حکمت203 : اى مردم ! از خدایى بترسید که اگر سخنى گویید مى شنود ، و اگر پنهان دارید مى داند، و براى مرگى آماده باشید که اگر از آن فرار کنید شما را مى یابد، و اگر بر جاى خود بمانید شما را مى گیرد ، و اگر فراموشش کنید شما را از یاد نبرد.

حکمت204 : ناسپاسى مردم تو را از کار نیکو باز ندارد، زیرا هستند کسانى ، بى آن که از تو سودى برند تو را مى ستایند، چه بسا ستایش اندک آنان براى تو ، سودمندتر از ناسپاسى ناسپاسان باشد (و خداوند نیکوکاران را دوست دارد).

حکمت205 : هر ظرفى با ریختن چیزى در آن پر مى شود جز ظرف دانش که هر چه در آن جاى دهى ، وسعتش بیشتر مى شود.

حکمت206 : نخستین پاداش بردبار از بردبارى اش آن که مردم در برابر نادان ، پشتیبان او خواهند بود.

حکمت207 : اگر بردبار نیستی، خود را به بردبارى بنماى ، زیرا اندک است که خود را همانند مردمى کند و از جملة آنان به حساب نیاید.

حکمت208 : کسى که از خود حساب کشد ، سودى مى برد، و آن که از خود غفلت کند زیان مى بیند ، و کسى که از خدا بترسد ایمن باشد، و کسى که عبرت آموزد اگاهى یابد، و آن که آگاهى یابد مى فهمد ، و آن که بفهمد دانش آموخته است!.

حکمت209 : دنیا پس از سرکشی، به ما روى مى کند ، چونان شتر مادة بدخو که به بچه خود مهربان گردد.(سپس این آیه را خواند)
"و اراده کردیم که بر مستضعفین زمین، منّت گذارده آنان را امامان و وارثان حکومت ها گردانیم".

حکمت210 : از خدا بترسید ، ترسیدن انسان وارسته اى که دامن به کمر زده و خود را آماده کرده ، و در بهره بردن از فرصت ها کوشیده ، و هراسان در اطاعت خدا تلاش کرده ، و در دنیاى زودگذر ، و پایان زندگى و عاقبت کار، به درستى اندیشیده است!.

حکمت211 : بخشندگى ، نگاهدارندة آبروست ، و شکیبایى با مصیبت هاى شب و روز و آن کس که با رأى خود احساس بى نیازى کند به کام خطرها افتد ، شکیبایى با مصیبت هاى شب و روز پیکار کند ، و بى تابی، زمان را در نابودى انسان یارى دهد ، و برترین بى نیازى ترک آروزهاست، و چه بسا عقل که اسیر فرمانروایى هوس است؛ حفظ و به کار گیرى تجربه رمز پیروزى است، و دوستى نوعى خویشاوندى به دست آمده است ، و به آن کس که به ستوده آمده و توان تحمل ندارد اعتماد نکن.

حکمت212 : خود پسندى یکى از حسودان عقل است.

حکمت213 : چشم را از سختیِ خوار و خاشاک و رنج ها فروبند تا همواره خشنود باشی.

حکمت214 : کسى که درخت شخصیت او نرم و بى عیب باشد، شاخ و برگش فراوان است.

حکمت215 : اختلاف نابود کنندة اندیشه است.

حکمت216 : کسى که به نوایى رسید تجاوز کار شد.

حکمت217 : در دگرگونى روزگار، گوهر شخصیت مردان شناخته مى شود.

حکمت218 : حسادت بر دوست، از آفات دوستى است.

حکمت219 : قربانگاه اندیشه ها ، زیر برق آرزوهاست.

حکمت220 : داوری با گمان بر افراد مورد اطمینان ، دور از عدالت است.

حکمت221 : بدترین توشه براى قیامت ، ستم بر بندگان است.

حکمت222 : خود را به بى خبرى نمایاندن از بهترین کارهاى بزرگواران است.

حکمت223 : آن کس که لباس حیاء بپوشد، کسى عیب او را نبیند.

حکمت224 : با سکوت بسیار ، وقار انسان بیشتر شود، و با انصاف بودن ، دوستان را فراوان و با بخشش ، قدر و منزلت انسان بالا رود، و با فروتنى ، نعمت کامل شود، و با پرداخت هزینه ها، بزرگى و سرورى ثابت گردد، و روش عادلانه ، مخالفان را در هم شکند ، و با شکیبایى در برابر بى خرد، یاران انسان زیاد گردند.

حکمت225 : شگفتا که حسودان از سلامتى خود غافل مانده اند!!.

حکمت226 : طمعکار همواره زبون و خوار است.

حکمت227 : (در مورد ایمان پرسیدند).
جواب: ایمان، بر شناخت با قلب، اقرار با زبان عمل با اعظاء و جوارح استوار است.

حکمت228 : کسى که از دنیا اندوهناک مى باشد، از قضاء الهى خشمناک است، و آن کس که از مصیبت وارد شده شِکْوه کند از خدا شکایت کرده، و کسى که نزد توانگرى رفته و به خاطر سرمایه اش برابر او فروتنى کند ، دو سوم دین خود را از دست داده است، و آن کس که قرآن بخواند و وارد آتش جهنم شود حتماً از کسانى است که آیات الهى را بازیچه قرار داده است ، و آن کس که قلب او با دنیا پرستى پیوند خورد، همواره جانش گرفتار سه مشکل است، اندوهى رها نشدنى ، و آرزوئى نایافتنی.

حکمت229 : آدمى را قناعت براى دولتمندى ، و خوش خلقى براى فراوانى نعمت ها کافى است .( از امام سؤال شد تفسیر آیه ، فَلْنُحْیَینه حیاة طیّبة چیست؟ فرمود) آن زندگى با قناعت است.

حکمت230 : با آن کس که روزى به او روى آورده شراکت کنید که او توانگرى را سزاوار تر، و روى آمدن روزگار خویش را شایسته تر است.

حکمت231 : (در تفسیر آیه 90 سوره نحل "خدا به عدل و احسان فرمان مى دهد" فرمود) عدل ، همان انصاف ، و احسان، همان بخشش است.

حکمت232 : آن کس که با دست کوتاه ببخشد، از دستى بلند پاداش گیرد.

حکمت233 : (به فرزندش امام مجتبى (ع) فرمود) کسى را به پیکار دعوت نکن ، اما اگر تو را دعوت به نبرد خواندند بپذیر، زیرا آغازگر پیکار تجاوزکار شکست خورده است.

حکمت234 : برخى از نیکوترین خلق و خوى زنان، زشت ترین اخلاقى مردان است، مانند تکبر ، ترس ، بخل : هرگاه زنى متکبر باشد، بیگانه را به حریم خود راه نمى دهد ، و اگر بخیل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مى کند، و چون ترسان باشد از هر چیزى که به آبروى او زیان رساند فاصله مى گیرد.

حکمت235 : (به امام گفتند، عاقل را به ما بشناسان ، پاسخ داد:) خردمند آن است که هر چیزى را در جاى خود مى نهد. (گفتند پس جاهل را تعریف کن فرمود) با معرفى خردمند، جاهل را نیز شناساندم.

حکمت236 : به خدا سوگند ! این دنیاى شما که به انواع حرام آلوده است ، در دیدة من از استخوان خوکى که در دست بیمارى جذامى باشد، پست تر است!.

حکمت237 : گروهى خدا را به امید بخشش پرستش کردند، که این پرستش بازرگانان است، و گروهى او را از روى ترس عبادت کردند که این عبادت بردگان است، و گروهى خدا را از روى سپاسگذارى پرستیندند و این پرستش آزادگان است.

حکمت238 : زن و زندگى همه اش زحمت و دردسر است و زحمت بارتر اینکه چاره اى جز بودن با او نیست.

حکمت239 : هر کس تن به سستى دهد ، حقوق را پایمال کند ، و هر کس سخن چین را پیروى کند دوستى را به نابودى کشاند.

حکمت240 : سنگ غضبى در بناى خانه، مایه ویران شدن آن است.

حکمت241 : روزى که ستمدیده از ستمکار انتقام کشد، سخت تر از روزى است که ستمکار بر او ستم روا مى داشت.

حکمت242 : از خدا بترس هر چند اندک ؛ و میان خود و خدا پرده اى قرار ده هر چند نازک!.

حکمت243 : هر گاه پاسخ ها همانند و زیاد شد ، پاسخ درست پنهان گردد.

حکمت244 : خدا را در هر نعمتى حقّى است، هر کس آن را بپردازد ، فزونى یابد، و آن کس که نپردازد و کوتاهى کند، در خطر نابودى قرار گیرد.

حکمت245 : هنگامى که توانایى فزونى یابد، شهوت کاستى گیرد.

حکمت246 : از فرار نعمت ها بپرهیزید ، زیرا هر گریخته اى باز نمى گردد.

حکمت247 : بخشش بیش از خویشاوندى محبت مى آورد.

حکمت248 : چون کسى به تو گمان نیک برد ، خوشبینى او را تصدیق کن.

حکمت249 : بهترین کارها آن است که با ناخشنودى در انجام آن بکوشی.

حکمت250 : خدا را از سست شدن اراده هاى قوى ، گشوده شدن گره هاى دشوار ، و درهم شکسته شدن تصمیم ها ، شناختم.