تبلیغات
امام علی علیه السلام (تبارک الله احسن الخالقین) - مراسم عروسی
چهارشنبه 3 شهریور 1389

مراسم عروسی

   نوشته شده توسط: s gh    

مراسم عروسی حضرت زهرا (س) و امام (ع)

گروهی از طرف داماد و عروس دعوت شدند، و علی به افتخار همسر گرامی خود ولیمه ای ترتیب داد.پس از صرف غذا، رسول گرامی فاطمه را به حضور خود طلبید، فاطمه در حالی که شرم و حیا سراسر وجود او را فراگرفته بود، شرفیاب محضر پیامبر گردید.عرق حجب و خجالت از پیشانی او می ریخت.وقتی چشم او به پیامبر افتاد، پای او لغزید و نزدیک بود به زمین بخورد.پیامبر دست دختر گرامی خود را گرفت و در حق او دعا فرمود و گفت:

خداوندا تو را از تمام لغزشها مصون بدارد. (10) آنگاه چهره زهرا را باز کرد و دست عروس را در دست داماد نهاد و چنین گفت:

مراسم عروسی حضرت زهرا (س) و امام (ع)

گروهی از طرف داماد و عروس دعوت شدند، و علی به افتخار همسر گرامی خود ولیمه ای ترتیب داد.پس از صرف غذا، رسول گرامی فاطمه را به حضور خود طلبید، فاطمه در حالی که شرم و حیا سراسر وجود او را فراگرفته بود، شرفیاب محضر پیامبر گردید.عرق حجب و خجالت از پیشانی او می ریخت.وقتی چشم او به پیامبر افتاد، پای او لغزید و نزدیک بود به زمین بخورد.پیامبر دست دختر گرامی خود را گرفت و در حق او دعا فرمود و گفت:

خداوندا تو را از تمام لغزشها مصون بدارد. (10) آنگاه چهره زهرا را باز کرد و دست عروس را در دست داماد نهاد و چنین گفت: بارک الله لک فی ابنة رسول الله یا علی نعمه الزوجة فاطمة. «سپس رو به فاطمه کرد و گفت نعم البعل علی» .

به دیگر سخن: پیامبر، در آن شب صمیمیت و اخلاصی نشان داد، که هنوز در اجتماع کنونی ما با آن همه رشد و تکامل، این مقدار صفا و صمیمیت وجود ندارد.از آن جمله دست دختر خود را گرفت در دست علی گذارد.فضائل علی را برای دختر خود بازگو کرد، از شخصیت دختر خود و اینکه اگر علی آفریده نشده بود، همشأنی برای او نبود، یادآور شد، و بعدا کارهای خانه و وظایف زندگی را تقسیم کرد.کارهای درون خانه را بر عهده فاطمه گذارد، و وظائف خارج از خانه را بر دوش علی نهاد!

در این موقع بنا به گفته بعضی، به زنان مهاجر و انصار دستور داد که دور ناقه دختر او را بگیرند و به خانه شوهر برسانند.به این ترتیب جریان ازدواج با فضیلت ترین زنان جهان پایان پذیرفت.

گاهی گفته می شود که پیامبر به شخصیت برجسته ای، مانند سلمان دستور داد که مهار شتر زهرا را بگیرد و بکشد و از این طریق جلالت دختر خود را اعلام دارد.شیرین تر از همه لحظه ای بود که داماد و عروس به حجله رفتند، در حالی که هر دو از کثرت شرم به زمین می نگریستند .پیامبر وارد شد، ظرف آبی به دست گرفت، به عنوان تفأل بر سر و بر اطراف بدن دختر پاشید .زیرا آب مایه حیات است و در حق هر دو دعا فرمود:

اللهم هذه إبنتی و احب الخلق إلی اللهم و هذا أخی و أحب الخلق إلی اللهم اجعله ولیا و... (11)

پروردگارا! این دختر من و محبوب ترین مردم نزد من است.پروردگارا! علی نیز گرامی ترین مسلمانان نزد من است.خداوندا، رشته محبت آن دو را استوارتر فرما...

در اینجا، برای اداء حق مقام دختر پیامبر، حدیث زیر را نقل می نمائیم: (12)

انس بن مالک نقل کرد: پیامبر ششماه تمام هنگام طلوع فجر از خانه بیرون می آمد و رهسپار مسجد می گشت و مرتب در آندم مقابل در خانه فاطمه می ایستاد و می فرمود:

اهل بیت من! به یاد نماز باشید.خداوند می خواهد از شما اهل بیت، همه گونه پلیدی را دور کند. (13)


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر